علي بن حسين انصارى شيرازى
20
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
اگر زن به خود بردارد حيض ببرد و اگر در بينى دمند خونى كه از غشاى دماغ آيد بازدارد بدل وى ابار است و وى مضر بود به شش و مصلح وى سكر و كثيرا بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اثمد بكسر همزه و كسر ميم لغت عربى است و آن را كحل و كحل سليمانى و اصفهانى و كحلجلا نيز گويند و بيونانى طمساوس و به لاتينى صديدا و برومى كوخلن و به فارسى سرمه و بهندى انجن نامند لاتين ANTIMONIUM فرانسه ANTIMOINE انگليسى ANTIMONY اثلق رثد است و سپستان و سرساد و اعين السراطين و سنكسبويه و سنجسويه و اغيس و حب الفقد و طاهره و قنطافلون و ذو خمسه اوراق اين جمله فنجنجشت و پنجنكشت نيز گويند بپارسى فلفلى برى خوانند و بشيرازى تخم دلاشوب گويند و در كنار سيلها رويد و تخم آن گرم و خشك است در درجه سيم و چوب وى بايد كه استعمال نكنند و منفعت وى در باب ذال در ذو خمسه اوراق گفته شود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اثلق به فتح همزه اسم عربى فنجنكشت است و ذو خمسه اجنجه نيز نامند و بيونانى اغنيس يعنى طاهر و پاك به جهت آنكه زهاد در هنگام ربيع و در اعياد فرش مىنمايند در معابد خود به جهت آنكه گمان بردهاند مضعف باه و شكننده شهوت است و به فارسى پنجنكشت و بهندى سنبهالو و بفرنگى اسكىنانتو و به لاتينى ويطس و ثمر آن را به عربى حب الفقد و حب النسل نامند CINGUEFOIL اثل نوعى از طرفا است و در باب طا گفته شود صاحب مخزن الادويه اثل را به عربى اسم نوع بزرگ درخت گز دانسته و مىنويسد بهندى آنها جهاو نامند و در ماهيت آن مىنويسد : جالينوس گفته كه نوعى از طرفاست و صاحب نهايت معتقد است كه درختى شبيه بطرفاست و از آن بزرگتر و اسحق بن عمران معتقد است كه درختى عظيم با برگهاى ريزه مىباشد شبيه ببرگ طرفا اجاص دو نوع است سياه و سفيد از آن سياه عين البقر خوانند و از آن سفيد شاهلوج و صفت آن گفته شود و از آن سياه آلوى سياه گويند و بهترين وى آن بود كه بغايت خود رسيده باشد و بزرگ و شيرين بود و طبيعت وى سرد است در اول درجه دويم تر است در اخر منفعت وى آنست كه طبع را براند خاصه اگر آب وى صافى كنند و نبات و ترنجبين در آن حل كنند بدرستى كه مسهل صفرا بود و تشنگى زايل گرداند و حرارت دل بنشاند اما مرخى معده بود و مولد خلط مائى بود و رفع مضرت وى به گلقند كنند گويند مضر است بسر و مصلح وى عناب است و صاحب تقويم گويد كه مرخى معده بود و مبرد آن مصلح آن گلنگبين بود با عسل و گويند بدل وى تمر هندى است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اجاص بكسر همزه را بسريانى جاسا اكاما و سنگ باد كوكافيلون و بلغت رومى و مسقينون و اهل مغرب و آندلس ترش آن را عين البقر و بپارسى آلو نامند اجاص مطلق صنف سياه بزرگ آنست زرد آن را بيونانى ادرك و به فارسى آلوچه نامند سفيد آن را در عراق شاهلوج به معنى شاهآلو و آلوچه سلطانى و صنفى از آن سرخ بسيار ترش مىباشد و سرد است و قايممقام تمر هندى در تصفيه و ترقيق مواد و آن را كشيه نامند و اجاص چون مطلق ذكر شود مقصود آلوزرد بخارائى است كه تازه آن زرد كهربائى شفاف است سياه آن به عربى مشهور به قلوب الدحج يعنى دل ماكيان است و نوعى از آن طبرى است كه آن را نيشو گويند در دمشق نوعى آلو است كه برومى آن را نقوميلاس نامند و اين نوع قابض است به لاتين PRUNUS DOMESTICA OR COMMUNIS بفرانسه PRUNE و به انگليسى BULLACE , PLUM احداق المرضى اقحوان است و بهار و عرار و عين البقر و ميشبها و عين اعلى و گاوچشم و كافورى نيز گويند و بپارسى مالونهگاو خوانند و در اقحوان منفعت و طبيعت وى گفته شود احريض بهرم بهرمان است ( بهرهام نسخه ديگر ) و خريع و عصفر و مريق و فقد نيز گويند و در عصفر منفعت و طبيعت انواع آن